تبلیغات
دیزان طالقان
دیزان طالقان

آرشیو موضوعی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

امام علی از خلافت تا شهادت

نسخه چاپی ارسال به دوستان

: در تاریخ خلافت اسلامی هیچ خلیفه‏ای مانند علی علیه السلام با اكثریت قریب به اتفاق آراء برگزید نشده است. این تنها امام علی علیه السلام است كه خلافت را از این راه به دست آورد و به عبارت بهتر زمامداری از این راه به علی علیه السلام رسید.

...در تاریخ خلافت اسلامی هیچ خلیفه‏ای مانند علی علیه السلام با اكثریت قریب به اتفاق آراء برگزید نشده است. این تنها امام علی علیه السلام است كه خلافت را از این راه به دست آورد و به عبارت بهتر زمامداری از این راه به علی علیه السلام رسید.

امام علیه السلام در یكی از سخنان خود كیفیت ازدحام و استقبال بی سابقه مردم را برای بیعت ‏با او چنین توصیف می‏كند:

"حتی انقطعت النعل وسقط الرداء و وطئ الضعیف و بلغ من سرور الناس ببیعتهم ایای ان ابتهج ‏بها الصغیر و هدج الیها الكبیر و تحامل نحوها العلیل و حسرت الیها الكعاب‏"[1]

بند كفش بگسست و عبا از دوش بیفتاد و ناتوان زیر پا ماند وشادی مردم از بیعت‏ با من به حدی رسید كه كودك خشنود شد و پیر و ناتوان به سوی بیعت آمد و دختران برا ی مشاهده منظره بیعت نقاب از چهره به عقب زدند.
...محیطی كه امام علیه السلام از حكومت‏ سیزده ساله عثمان به ارث برد محیط و فور نعمت و غنیمت‏ بود كه از پیشرفت مسلمانان در كشورهای مختلف به دست آمده بود. وجود نعمت و وفور غنیمت مشكلی نبود كه علی علیه السلام نتواند گره آن را باز كند؛ مشكل نحوه توزیع آن بود. زیرا از اواخر حكومت ‏خلیفه دوم و در طی دوره حكومت عثمان، سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و روش خلیفه نخست دگرگون شده بود و گروهی زورمند یا وابسته به خاندان خلافت غنائم جنگی را به خود اختصاص داده بودند و در نتیجه اختلاف طبقاتی شدید و نارضایتی عجیبی پدید آمده بود.

تا سال بیستم[2]، غنائم واموال را ذخیره نمی‏كردند بلكه فورا آن را میان مسلمانان بطور مساوی تقسیم می‏كردند. اما خلیفه دوم دست ‏به تاسیس "بیت المال‏" زد و برای اشخاص، به حسب مراتب آنان، حقوق تعیین كرد و برای این كار دفتری اختصاص داد...

عمر مدعی بود كه ازاین طریق می‏خواهد اشراف را به اسلام جلب كند. ولی در آخرین سال از عمر خود می‏گفت كه اگر زنده بماند همان طور كه پیامبر اموال را به طور مساوی تقسیم می‏كرد او نیز به طور مساوی تقسیم خواهد كرد.[3]

این كار عمر پایه اختلاف طبقاتی در اسلام شد و در دوران عثمان شكاف عمیقتر واختلاف شدیدتر گردید.

علی علیه السلام، كه وارث چنین محیطی بود و می‏خواست مردم را به روش و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم باز گرداند و امتیاز طبقاتی را ازمیان بردارد و غنائم را بالسویه تقسیم كند، قهرا در مسیر خود با مشكلاتی رو به رو بود، زیرا تقسیم بالسویه غنائم منافع گروههایی را به خطر می‏انداخت.

علی علیه السلام در روز دوم بیعت، روز شنبه نوزدهم ذی الحجة الحرام سال 35 هجری، بر بالای منبر رفت و در ضمن یك سخنرانی مبسوط چنین گفت:

"...مردم! من شما را به راه روشن پیامبر وادار می‏سازم واوامر خویش را در میان جامعه جاری می‏كنم. به آنچه می‏گویم عمل كنید واز آنچه باز می‏دارم اجتناب ورزید. (سپس از بالای منبر به سمت راست و چپ نگاه كرد و افزود ای مردم! هرگاه من این گروه را كه در دنیا فرو رفته‏اند و صاحبان آب و ملك و مركبهای رهوار و غلامان و كنیزان زیبا شده‏اند از این فرو رفتگی باز دارم و به حقوق شرعی خویش آشنا سازم، بر من انتقاد نكنند و نگویند كه فرزند ابوطالب ما را از حقوق خود محروم ساخت. آن كس كه می‏اندیشد كه به سبب مصاحبتش با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر دیگران برتری دارد باید بداند كه ملاك برتری چیز دیگر است. برتری از آن كسی است كه ندای خدا و پیامبر را پاسخ بگوید و آیین اسلام را بپذیرد. در این صورت، همه افراد، از نظر حقوق، با دیگران برابر خواهند بود. شما بندگان خدا هستید و مال، مال خداست و میان شما بالسویه تقسیم می‏شود. كسی بر كسی برتری ندارد. فردا بیت المال میان شما تقسیم می‏شود و عرب و عجم در آن یكسان هستند".[4]

تاریخ صحیح و سخنان امام علیه السلام حاكی است كه در بیعت مردم با آن حضرت كوچكترین اكراه و اجباری در كار نبوده است و بیعت كنندگان با كمال رضایت، هرچند با انگیزه های گوناگون، دست علی علیه السلام را به عنوان زمامدار اسلام می‏فشردند. حتی طلحه و زبیر، كه خود را همتای آن حضرت می‏دانستند، به امید بهره‏گیری از بیعت ‏یا از ترس مخالفت‏ با افكار عمومی، به همراه مهاجر و انصار با امام علیه السلام بیعت كردند. طبری در مورد بیعت این دو نفر دو دسته روایت نقل می‏كند، ولی آن گروه از روایات را كه حاكی از بیعت اختیاری آنان با امام است ‏بیش از دسته دوم در تاریخ خود می‏آورد و شاید همین كار حاكی از آن است كه این مورخ بزرگ به دسته نخست روایات بیش از دسته دوم اعتماد داشته است.[5]

سخنان امام علیه السلام در این مورد، گروه نخست از روایات را به روشنی تایید می‏كند. وقتی این دو نفر پیمان خود را شكستند و بزرگترین جرم را مرتكب شدند، در میان مردم شایع كردند كه آنان با میل و رغبت‏ با علی بیعت نكرده بودند. امام علیه السلام در پاسخ آن دو فرمود:

زبیر فكر می‏كند كه با دست‏خود بیعت كرد نه با قلب خویش، نه چنین نبوده است. او به بیعت اعتراف كرد و ادعای پیوند خویشاوندی نمود. او باید بر گفته خود دلیل و گواه بیاورد یا اینكه بار دیگر به بیعتی كه از آن بیرون رفته است ‏بازگردد.[6]

امام علیه السلام در مذاكره خود با طلحه و زبیر پرده را بیشتر بالا می‏زند و اصرار آنان را بر بیعت ‏با خود یاد آور می‏شود؛ آنجا كه می‏فرماید:

"و الله ما كانت لی فی الخلافة رغبة و لا فی الولایة اربة و لكنكم دعوتمونی الیها و حملتمونی علیها".[7]

من هرگزبه خلافت میل نداشتم و در آن برای من هدفی (سوء) نبود. شماها مرا به آن دعوت كردید و بر گرفتن زمام آن واداشتید.

امیرالمؤمنین علیه السلام خود در وصف این بیعت می‏فرماید: لم تكن بیعتكم فلته[8]؛ "بیعت‏شما ناگهانی و بدون تامل نبود" . در جای دیگر می‏فرماید: انی لم اردالناس حتی ارادونی و لم ابایعهم حتی بایعونی . . . و ان العام لم تبایعنی لسلطان غالب و لا لعرض حاضر؛ "من آهنگ مردم نكردم تا آنها (خود) آهنگ من كردند . من از آنها بیعت نخواستم تا آنها (خود) با من بیعت كردند . . . بیعت كردن مردم با من بدان سبب نبود كه مرا قدرتی است غالب یا مالی است مهیا ."[9]و نیز فرمود: بایعنی الناس غیر مستكوهین و لا مجبرین بل طائعین مخیرین؛ "مردم با من بیعت كردند نه از روی اكراه یا اجبار بلكه به رضا و اختیار ."[10]...

[1]- شرح نهج البلاغه عبده، خطبه 224. به نقل از:آیت الله جعفر سبحانی،فروغ ولایت ص 366 تا 372

[2]- تاریخ یعقوبی(چاپ اول، 1384ه.ق) ج‏2، ص‏143. به نقل از: همان

[3]- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، طبع مصر، ج‏2، ص‏143. به نقل از: همان

[4]- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج‏7، ص‏37. به نقل از:آیت الله جعفر سبحانی،فروغ ولایت، 375.

[5]- در تاریخ طبری، طبع بولاق، ج‏5، ص‏153- 152 این مطلب از سه طریق نقل شده است. به نقل از: همان

[6]- شرح نهج البلاغه عبده، خطبه‏7. به نقل از: همان

[7]- شرح نهج البلاغه عبده، خطبه‏200. به نقل از: همان

[8]- نهج البلاغه، ترجمه آیتی، خطبه 136، به نقل از: فصلنامه ندای صادق شماره 23 مقاله:آزادی در حكومت امام علی (ع)

[9]- نهج البلاغه، ترجمه آیتی، نامه 54 ،به نقل از:همان

[10]- نهج البلاغه، ترجمه آیتی، نامه 1، به نقل از: همان
.............................................................................................

عید غدیرخم بر شما مبارک

عیدغدیر خم بر شیعیان آنحضرت مبارک

پرواز تا بی نهایت

فعل مجهول چگونه فعلی است؟

 

فعل مجهول

بچه ها –صبحتان به خیر سلام
درس امروز،فعل مجهول است
فعل مجهول چیست ؟می دانید؟
نسبت فعل ما به مفعول است.....
در دهانم زبان چو آویزی
در تهیگاه زنگ ،میلغزید
صوت ناسازم آنچنان که مگر
شیشه بر روی سنگ می لغزید
ساعتی داد آن سخن دادم
حق گفتار را ادا کردم
تا ز اعجاز خود شدم آگاه
ژاله را زان میان صدا کردم
ژاله از درس چه فهمیدی ؟
پاسخ من سکوت بود و سکوت.......
"
د جوابم بده !کجا بودی ؟
رفته بودی به عالم هپروت ؟........."
خنده ی دختران و غرش من
ریخت بر فرق ژاله ،چون باران
لیک او بود غرق حیرت خویش
غافل از اوستاد و یاران
خشمگین و انتقام جو گفتم :
بچه ها گوش ژاله سنگین است !
دختری طعنه زد که نه خانم!
درس در گوش ژاله یاسین است
باز هم خنده ها و همهمه ها
تند و پیگیر میرسید به گوش
زیر آتشفشان دیده من


ژاله ارام بود و سرد و خموش
رفته تا عمق چشم حیرانم،
آن  دومیخ نگاه خیره ی او
موج زن ،در دو چشم بیگنهش
رازی از روزگار تیره ی او
آنچه در آن نگاه میخواندم
قصه ی غصه بود و حرمان بود
ناله ای کرد و در سخن آمد
با صدایی که سخت لرزان بود:


فعل مجهول،فعل آن پدری است
که دلم را زدرد ،پر خون کرد
خواهرم را به مشت و سیلی  کوفت
مادرم را ز خانه بیرون کرد
شب دوش از گرسنگی تا صبح
خواهر شیر خوار من نالید
سوخت در تاب  تب برادر من
تا سحر در کنار من نالید
در غم آن دو تن ،دو دیده ی من
آن یکی اشک بود و آن خون بود
مادرم را دگر نمیدانم
که کجا رفت و حال او چون بود


گفت و  نالید و آنچه باقی ماند
هق هق گریه بود ناله ی او
شسته میشد به قطره ها ی سرشک
چهره ی همچو برگ لاله ی او
ناله ی من به نا له اش آمیخت
که غلط بود  آنچه من گفتم :
درس امروز ،قصه ی غم تو ست .
تو بگو با من چرا سخن گفتم
فعل مجهول فعل آن پدری است
که تو را  بی گناه میسوزد
آن حریق هوس بود که در او
مادری بی پناه  می سوزد     سیمین بهبهانی

روز عید فطر است. روز چیدن میوه های شاداب فطرت که بر شاخسار یک ماه بندگی و امساک از خوردن و آشامیدن، روییده است؛ روز شکرگزاری از نعمت رمضان و سفره گسترده اش، که همه جانهای تشنه را از سبوی تشنگی خویش، سیراب گردانید؛ روز سپاسگزاری از میزبان این ضیافت است که زنجیرها را از دست و پای جان، گشود و بر دست شیاطین بست، تا میهمانش آسوده تر بتواند در بارگاهش سجده کند. امروز عید رهایی از بند نفس است؛ عید برازندگی در محضرخداست.مهربان پروردگارا! به پاسداشت مهرورزی تو، روزه گرفتم و اکنون به نماز فطرت پاک می روم و در آبی رحمتت روح و جان می شویم و تن پوش آمرزش بر تن می نمایم. در این لحظه های سبز استجابت، شاخه های نخل آرزو را در دست می گیرم و ظهور موعود آخرین را از تو می خواهم. امید دارم که آن را عیدی این روز بزرگ قرار دهی. 

لیله القدر خیر من الف شهر

پروردگارا !در این شب چشم به آسمان دوخته ام، سر برآستان كبریای تو.

بار الها ! تسبیح گوی توام چشم درچشم افق دوخته ام و در مدار نگاهم نظاره گر كهكشان مهربانی تو ام .یا نور ! هیچ یاریگری نیست جز مهربانی تو پس دستم بگیر هیچ تكیه گاهی نیست جز پناه گاه رحمت تو . مرا نزد خویش بپذیر .باید وجودم را در آینه خوبی ها منعكس کنم .باید در این شب خود را پیدا كنم كه سالهاست گم كرده ام باید در این جاده نهایی گام بردارم عاشقانه ناله ی* بك یا الله *سر دهم و بند بند 

*یا غیاث المستغیثین* را بر لوح دلم حك كنم .

شب قدر شب هم نشینی با فرشتگان است شب استغفار و توبه شب وعده باخداست . من آمده ام با چشمانی اشکبار و  

دستانی تهی  وكوله باری  از گناه كه بر دوشم سنگینی میكند .آمده ام تا نیازم را با بی نیازی وجودش یك رنگ كنم .

 

امده ام تا تسبیح توبه و استغفار را دانه دانه  بشمارم .آمده ام تا و جودم را در اقیانوس بی كران رحمت الهی غرق كنم .

آمده ام ای خوبترین ! ای بهترین ! ای مهربانترین  تا در میهمانی بندگانت مرا نیز بپذیری  و بخشش گناهان را بد رقه ی راهم كنی .

آمده ام تا به چهارده نور پاك قسمت دهم  و والا ترین كتاب را برسرم گیرم و

 بالا تر روم .مرا به خویش وامگذار كه و در این شب با بهترین دوستانت هم نشین ساز

رباره ماه رمضان
رمضان اسمی از اسماء الهی می باشد و نبایست به تنهائی ذکر گردد مثلا بگوئیم ، رمضان آمد یا رفت، بلکه باید گفت ماه رمضان آمد، یعنی ماه را باید به اسم اضافه نمود، در این رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (علیه السلام ) گوش فرا می دهیم.

رمضان از اسماء الله است
هشام بن سالم نقل روایت مى‏نماید و مى‏گوید: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (علیهما السلام) بودیم، پس سخن از رمضان به میان آوردیم.
فقال علیه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا یجیى و لا یذهب و انما یجیى‏ء و یذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فیه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عیدا و كقوله تعالى فى عیسى بن مریم (علیهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائیل. (1)
امام علیه السلام فرمود: نگوئید این است رمضان، و نگوئید رمضان رفت و یا آمد، زیرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏رود و نمى‏آید كه شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آید، بلكه بگوئید ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنید در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى‏باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عید قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عیسى بن مریم (سلام الله علیهما) را براى بنى اسرائیل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (علیه السلام) روایت‏شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان‏» (2) شما به راستى نمى‏دانید كه رمضان چیست (و چه فضائلى در او نهفته است).

واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن
رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنین واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شاید به تعبیرى دگرگون شدن در زیر آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زیرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان یا گرماى شدید روزهاى طولانى تابستان.
و عطش دیگر حاصل از نفس سركشى كه پیوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذیر است.
در مقایسه این دو سوزش، دقیقا رابطه عكس برقرار است، بدین مفهوم كه نفس سركش با چشیدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به یك جرعه بسنده نمى‏كند، و پیوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذیر جهت ارضاى تمایلات خود وا مى‏دارد. و در همین رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر این تشبیه والا را به كار مى‏گیرد و مى‏گوید: آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آید جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زین طلب بنده به كوى حق رسید درد مریم را به خرما بن كشید . اما از سوى دیگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سیرى پذیر است، و قانع كننده.

پى‏نوشت‏ها:
1- بحار جلد 96، ص 376، طبع اسلامیه
2- بحار، ج 96، ص 377
روزه، درمان بیماریهاى روح و جسم صفحه 22
سید حسین موسوى راد لاهیجى

 فضیلت اعمال مستحبى ماه رمضان

- دعا و استغفار

 
الحدیث: قال على بن ابیطالب(ع):
»علیكم فى شهر رمضان بكثرة استغفار و الدعاء فاما الدعا فیدفع عنكم به البلاء و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبكم. (1)

ترجمه: بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعاى زیاد. اما دعاهاى شما دافع بلا از شماست. و اما استغفار شما از بین برنده گناهان است.
توضیح: از وظایف روزه داران در این ماه، دعا و درخواست‏حوایج از حضرت حق است كه بنده احساس نیاز به پیشگاه بى نیاز كرده، و دستهاى احتیاج خویش را به درگاه او دراز مى‏كند.

- روزهاى ماه رمضان
الحدیث: قال رسول الله (صلى الله علیه و آله): ایها الناس انه قد اقبل الیكم شهر الله بالبركة و الرحمة و المغفرة، شهر هو عند الله افضل الشهور، و ایامه افضل الایام و لیالى افضل اللیالى و ساعاته افضل الساعات. (2)

ترجمه: اى مردم ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به شما رو كرده است، ماهى است كه پیش خدا بهترین ماه است و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبها و ساعاتش بهترین ساعات.

- اعتكاف
الحدیث: قال رسول الله (صلى الله علیه و آله): اعتكاف عشر فى شهر رمضان تعدل حجتین و عمرتین. (3)
ترجمه: اعتكاف در یك دهه از ماه مبارك رمضان برابر با ثواب دو حج و دو عمره است.
توضیح: در ایام و لیالى مقدسه‏اى، طبق روایات رسیده از ائمه معصومین (علیهم السلام) مستحب است كه هر مسلمانى در صورت امكان دهه آخر ماه مبارك رمضان را در مسجد معتكف شود، كه پیامبر اكرم(ص) در تمامى عمرش چنین مى‏كرد.

- تلاوت قرآن
بهترین اعمال در شبها و روزهاى ماه مبارك رمضان، تلاوت قرآن است. اگر چه تلاوت قرآن در تمام اوقات ثواب دارد، ولى چون قرآن در ماه رمضان نازل شده است، از اجر و ثواب ویژه‏اى برخوردار است چنانچه وارد شده:
الحدیث: قال ابو جعفر (علیه السلام): لكل شى‏ء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان (4)

ترجمه: براى هر چیزى بهارى است و بهار قرآن رمضان است. بنا بر این امتیازات قرآن به اعتبار نزولش در ماه رمضان از ماههاى دیگر بیشتر است.

الحدیث: قال رسول الله (صلى الله علیه و آله): من تلافیه آیة من القرآن كان له مثل اجر من ختم القرآن فى غیره من الشهور. (5)

ترجمه: اگر كسى در این ماه یك آیه از قرآن تلاوت كند، ثوابش مثل كسى است كه در غیر ماه رمضان یك ختم قرآن كرده است.

 - افطارى و صدقه دادن

الحدیث: قال الباقر (علیه السلام) یا سدیر، هل تدرى اى لیال هذه؟ فقال له نعم. جعلت فداك ان هذه لیالى شهر رمضان فما ذاك؟ فقال له اتقدر على ان تعتق كل لیلة من هذه اللیالى عشر رقاب من ولد اسمعیل؟ فقال له سدیر بابى انت و امى لا یبلغ مالى ذاك، فما زال ینقص حتى بلغ به رقبة واحدة فى كل ذلك یقول: «لا اقدر علیه فقال له: افما تقدر ان تفطر فى كل لیلة رجلا مسلما؟ فقال له: بلى و عشرة فقال له (علیه السلام): فذاك الذى اردت یا سدیر، ان افطارك اخاك المسلم یعدل عتق رقبة من ولد اسماعیل علیه السلام. (6)

ترجمه: اى سدیر! آیا مى‏دانى چه شبهایى است این شبها؟ سدیر گفت: بلى فدایت گردم این شبها شبهاى ماه رمضان است، مگر این شبها چگونه است؟ امام (علیه السلام) فرمودند: آیا قدرت دارى هر شب از این شبها ده بنده از فرزندان اسماعیل (ع) را آزاد كنى؟ پس سدیر عرض كرد: پدر و مادرم به فدایت، ثروتم كفاف نمى‏دهد، پس امام پیوسته تعداد بنده‏ها را كم كرد، تا رسید به یكى در تمام این ماه، سدیر گفت: قدرت ندارم پس امام(ع) به او فرمود: آیا قدرت ندارى هر شب یك مسلمان روزه‏دارى را افطار دهى؟ سدیر عرض كرد: بلى تا ده نفر را هم مى‏توانم افطارى بدهم، پس امام به او فرمود: اى سدیر همان است كه اراده كردى یعنى با افطارى دادن ده روزه‏دار به ثواب عتق و آزاد كردن ده بنده از اولاد اسماعیل (ع) نایل مى‏گردى.

توضیح: خداوند انسان روزه‏دار را بر آنچه انفاق مى‏كند در خوردنیها و آشامیدنیها محاسبه نمى‏كند ولى در این امر «اسراف‏» نشود.

الحدیث: عن ابى عبد الله علیه السلام: من تصدق فى شهر رمضان بصدقة صرف الله عنه سبعین نوعا من البلاء. (7)

ترجمه: هر كس در ماه رمضان صدقه‏اى بدهد خداوند هفتاد نوع بلا را از او دو مى‏كند.

پى‏نوشت‏ها:
1- امالى شیخ صدوق، ص 61
2- امالى شیخ صدوق، ص 93
3- وسائل الشیعه، ج 7، ص 397
4- وسائل الشیعه، ج 7، ص 218
5- امالى شیخ صدوق، ص 93
6- من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 134
7- بحار الانوار، ج 93، ص 316
رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهیان نور) صفحه 92
جمعى از نویسندگان

در فضیلت مبارك رمضان
شیخ صدوق به سند معتبره روایت
كرده از حضرت امام رضاعلیه السلام از پدران بزرگواران خود از حضرت امیرالمؤ منین علیه و على اولاده السلام كه فرمود خطبه اى خواند براى ما روزى حضرت رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله پس فرمود اَیُّها النّاس بدرستى كه رو كرده است به سوى شما ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش ‍ ماهى است كه نزد خدا بهترین ماهها است و روزهایش بهترین روزها است و شبهایش بهترین شبها است و ساعتهایش بهترین ساعتها است و آن ماهیست كه خوانده اند شما را در آن بسوى ضیافت خدا و گردیده اید در آن از اهل كرامت خدا نَفَسهاى شما در آن ثواب تسبیح دارد و خواب شما ثواب عبادت دارد و عملهاى شما در آن مقبولست و دعاهاى شما در آن مستجابست پس سؤ ال كنید از پروردگار خود به نیّتهاى درست و دلهاى پاكیزه از گناهان و صفات ذمیمه كه توفیق دهد شما را براى روزه داشتن آن و تلاوت كردن قرآن در آن بدرستى كه شقى و بد عاقبت كسى است كه محروم گردد از آمرزش خدا در این ماه عظیم و یاد كنید به گرسنگى و تشنگى شما در این ماه تشنگى و گرسنگى روز قیامت را و تَصدّق كنید بر فقیران و مسكینان خود و تعظیم نمائید پیران خود را و رحم كنید كودكان خود را و نوازش نمائید خویشان خود را و نگاه دارید زبانهاى خود را از آنچه نباید گفت و بپوشید دیدهاى خود را از آنچه حلال نیست شما را نظر كردن بسوى آن و بازدارید گوشهاى خود را از آنچه حلال نیست شما را شنیدن آن و مهربانى كنید با یتیمان مردم تا مهربانى كنند بعد از شما با یتیمان شما و بازگشت كنید بسوى خدا از گناهان خود و بلند كنید دستهاى خود را به دعا در اوقات نمازهاى خود زیرا كه وقت نمازها بهترین ساعتها است نظر مى كند حق تعالى در این اوقات به رحمت به سوى بندگان خود و جواب مى گوید ایشان را هرگاه او را مناجات كند و لبّیك مى گوید ایشان را هرگاه او را ندا كنند و مستجاب مى گرداند هرگاه او را بخوانند اى گروه مردمان بدرستى كه جانهاى شما در گرو كرده هاى شما است پس از گرو بدر آورید به طلب آمرزش از خدا و پشتهاى شما گران بار است از گناهان شما پس سبك گردانید آنها را به طول دادن سجده ها و بدانید كه حق تعالى سوگند یاد كرده است به عزّت و جلال خود كه عذاب نكند نمازگذارندگان و سجده كنندگان در این ماه را و نترساند ایشان را به آتش جهنم در روز قیامت ایُّها النّاس هر كه از شما افطار دهد روزه دار مؤ منى را در این ماه از براى او خواهد بود نزد خدا ثواب بنده آزاد كردن و آمرزش گناهان گذشته پسبعضى از اصحاب گفتند یا رسول الله همه ما قدرت بر آن نداریم حضرت فرمود بپرهیزید از آتش جهنم به افطار فرمودن روزه داران اگرچه به نصف دانه خرما باشد و اگر چه به یك شربت آبى باشد بدرستى كه خدا این ثواب را مى دهد كسى را كه چنین كند اگر قادر بر زیاده از این نباشد اَیُّها النّاسُ هر كه خُلْق خود را در این ماه نیكو گرداند بر صراط آسان بگذرد در روزى كه قدمها بر آن لغزد و هر كه سبك گرداند در این ماه خدمت غلام و كنیز خود را خدا در قیامت حساب او را آسان گرداند و هر كه در این ماه شرّ خود را از مردم باز دارد حق تعالى غضب خود را در قیامت از او باز دارد و هر كه در این ماه یتیم بى پدرى را گرامى دارد خدا او را در قیامت گرامى دارد و هر كه در این ماه صله و احسان كند با خویشان خود خدا وَصل كند او را به رحمت خود در قیامت و هر كه در این ماه قطع احسان خود از خویشان خود بكند خدا در قیامت قطع رحمت خود از او بكند و هر كه نماز سنتى در این ماه بكند خدا براى او برات بیزارى از آتش جهنم بنویسد و هر كه در این ماه نماز واجبى را ادا كند خدا عطا كند به او ثواب هفتاد نماز واجب كه در ماههاى دیگر كرده شود و هر كه در این ماه بسیار بر من صلوات فرستد خدا سنگین گرداند ترازوى عمل او را در روزى كه ترازوهاى اعمال سبك باشد و كسى كه یك آیه از قرآن در این ماه بخواند ثواب كسى دارد كه در ماههاى دیگر ختم قرآن كرده باشد اَیُّها النّاسُ بدرستى كه درهاى بهشت در این ماه گشاده است پس سؤ ال كنید از پروردگار خود كه بروى شما نه بندد و درهاى جهنّم در این ماه بسته است پس سؤ ال كنید از پروردگار.تبارك و تعالى به تلاوت كردن قرآن مجید در شبها و روزهاى این ماه و به ایستادن به نماز و جِدّ و جَهد كردن در عبادت و بجا آوردن نمازها

در اوقات فضیلت و كثرت استغفار و دعا

 فَعَنِ الصّادِقِعلیه السلام اَنَّهُ
مَنْ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ فى شَهْرِ

 امام صادق علیه السلام فرمود: هر كه در ماه رمضان آمرزیده نشود

رَمَضانَ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ اِلى قابِلٍ اِلاّ اَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ و نگاه دارد خود را از

تا سال آینده آمرزیده نشود مگر آنكه در عرفات حاضر شود

چیزهایى خدا حرام كرده است و از افطار كردن بر چیزهاى حرام و رفتار كن به نحوى كه مولاى ما حضرت صادق علیه السلام وصیّت نموده و فرموده كه هرگاه روزه دارى مى باید كه روزه دارد گوش و چشم و مو و پوست و جمیع اعضاى تو یعنى از محرّمات بلكه از مكروهات و فرمود باید كه روز روزه تو مانند روز افطار تو نباشد و نیز فرموده كه روزه نه همین از خوردن و آشامیدن است تنها بلكه باید در روز روزه نگاه دارید زبان خود را از دروغ و بپوشانید دیده هاى خود را از حرام و با یكدیگر نزاع مكنید و حَسَد مبرید و غیبت مكنید و مجادله مكنید و سوگند دروغ مخورید بلكه سوگند راست نیز و دشنام مدهید و فحش مگوئید و ستم مكنید و بى خردى مكنید و دلتنگ مشوید و غافل مشوید از یاد خدا و از نماز و خاموش باشید از آنچه نباید گفت و صبر كنید و راستگو باشید و دورى كنید از اهل شرّ و اجتناب كنید از گفتار بد و دروغ و افتراء و خصومت كردن با مردم و گمان بد بردن و غیبت كردن و سخن چینى كردن و خود را مُشْرِف به آخرت دانید و منتظر فَرَج و ظُهور قائم آل محمّدعلیه السلام باشید و آرزومند ثوابهاى آخرت باشید و توشه اعمال صالحه براى سفر آخرت بردارید و بر شما باد به آرام دل و آرام تن و خضوع و خشوع و شكستگى و مذلّت مانند بنده اى كه از آقاى خود ترسد و ترسان باشید از عذاب خدا و امیدوار باشید رحمت او را و باید پاك باشد اى روزه دار دل تو از عیبها و باطن تو از حیله ها و مكرها و پاكیزه باشد بدن تو از كثافتها و بیزارى بجوى بسوى خدا از آنچه غیر اوست و در روزه ولایت خود را خالص گردانى از براى او و خاموش باشى از آنچه حق تعالى نهى كرده است تو را از آن در آشكارا و پنهان و بترسى از خداوند قهار آنچه سزاوار ترسیدن او است در پنهان و آشكار و ببخشى روح و بدن خود را به خداى عزّوجلّ در ایّام روزه خود و فارغ گردانى دل خود را از براى محبّت او و یاد او و بدن خود را به كارفرمائى در آنچه خدا تو را امر كرده است به آن و خوانده است بسوى آن اگر همه اینها را به عمل آورى آنچه سزاوار روزه داشتن است به عمل آورده اى و فرموده خدا را اطاعت كرده اى و آنچه كم كنى از آنها كه بیان كردم از براى تو به قدر آن از روزه تو كم مى شود از فضل آن و ثواب آن بدرستى كه پدرم گفت رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله شنید كه زنى در روز روزه اى جاریه خود را دشنام داد حضرت طعامى طلبید آن زن را گفت بخور زن گفت من روزه ام فرمود چگونه روزه اى كه جاریه خود را دشنام دادى روزه از خوردن و آشامیدن تنها نیست بدرستى كه حق تعالى روزه را حجابى گردانیده است از سایر امور قبیحه از كردار بد و گفتار بد چه بسیار كمند روزه داران و چه بسیارند گرسنگى كشندگان و حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود كه چه بسیار روزه دارى كه بهره اى نیست او را از روزه به غیر از تشنگى و گرسنگى و چه بسیار عبادت كننده اى كه نیست او را بهره اى از عبادت به غیر تَعَب اى خوشا خواب زیركان كه بهتر از بیدارى و عبادت احمقان است و خوشا افطار كردن زیركان كه بهتر از روزه داشتن بى خردان است و روایت شده از جابربن یزید از حضرت امام محمد باقرعلیه السلام كه حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله به جابر بن عبدالله فرمود اى جابر این ماه رمضانست هر كه روزه بدارد روز آن را و بایستد به عبادت پاره اى از شبش را و باز دارد از حرام شكم و فَرْج خود را و نگاه دارد زبان خود را بیرون رود از گناهان خود مثل بیرون رفتن او از ماه جابر گفت یا رسول اللّه چه نیكو است این حدیث كه فرمودى فرمود اى جابر و چقدر سخت است این شرطهایى كه نمودم وبالجمله اعمال این ماه شریف در دو مطلب و یك خاتمه ذكر مى شود.
 
اعمال مشتركه ماه رمضان
اعمال مشتركه این ماه چهار قسم است : قسم اوّل اعمالى است كه در هر شب و روز این ماه بجا آورده مى شود
دعا بعد از هر فریضه
سیّد بن طاوس روایت كرده از حضرت امام جعفر صادق و امام موسى كاظم عَلیهِماالسَّلام كه فرمودند مى گوئى در ماه رَمَضان


از اوّل تا به آخر آن بعد از هر فریضه :

 اَللّهُمَّ ارْزُقْنى حَجَّ بَیْتِكَ الْحَرامِ فى

 خدایا روزیم گردان حج خانه كعبه را در

عامى هذا وَفى كُلِّ عامٍ ما اَبْقَیْتَنى فى یُسْرٍ مِنْكَ وَعافِیَةٍ وَسَعَةِ

این سال و در هر سال تا زنده هستم در آسایش و تندرستى از جانب تو و وسعت

رِزْقٍ وَلا تُخْلِنى مِنْ تِلْكَ الْمواقِفِ الْكَریمَةِ وَالْمَشاهِدِ الشَّریفَةِ

روزى و دورم مكن از این اماكن گرامى و مشاهد شریفه

وَزِیارَةِ قَبْرِ نَبِیِّكَ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَ الِهِ وَفى جَمیعِ حَوائِجِ الدُّنْیا

اندر رمضان خاک تو زر میگردد

ماه رمضان نهمین ماه ازماه های قمری و بهترین ماه سال است. واژه رمضان از ریشه «رمض» و به معنای شدت تابش خورشید بر سنگریزه است.
می‌گویند چون به هنگام نامگذاری ماه های عربی، این ماه در فصل گرمای تابستان قرار داشت، ماه «رمضان» نامیده شد، ولی از سوی دیگر، «رمضان» ازاسماء الهی است. این ماه ماه نزول قرآن و ماه خداوند است وشبهای قدر در آن قرار دارد. فضیلت ماه رمضان بسیار زیاد و نامحدود است.

به برخی از حوادث و رویدادهای مهم این ماه اشاره می‌شود:
وفات حضرت خدیجه در دهم رمضان سال دهم بعثت.
ولادت  امام حسن(ع) نیمه رمضان سال دوم هجرت.
جنگ بدر در سال دوم هجرت.
فتح مکه در سال هشتم هجرت.
مراسمعقد اخوت و برادری میان مسلمان، و ایجاد اخوت اسلامی بین پیامبر و علی(ع).
بیعت مردم به ولایت‌عهدی امام رضا(ع) در سال 201 قمری

.

چهل حدیث روزه

 

1-پایه‏هاى اسلام

قال الباقر علیه السلام:

بنى الاسلام على خمسة اشیاء، على الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولایه.

امام باقر علیه السلام فرمود:

اسلام بر پنج چیز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولایت (رهبرى اسلامى).فروع كافى، ج 4 ص 62، ح 1

 

2-فلسفه روزه

قال الصادق علیه السلام:

انما فرض الله الصیام لیستوى به الغنى و الفقیر.

امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرده تا بدین وسیله دارا و ندار (غنى و فقیر) مساوى گردند.

من لا یحضره الفقیه، ج 2 ص 43، ح 1

 

3-روزه آزمون اخلاص

قال امیرالمومنین علیه السلام:

فرض الله ... الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق‏امام على علیه السلام فرمود:

خداوند روزه را واجب كرد تا به وسیله آن اخلاص خلق را بیازماید.

نهج البلاغه، حكمت 252

 

4-روزه یاد آور قیامت

قال الرضا علیه السلام:

انما امروا بالصوم لكى یعرفوا الم الجوع و العطش فیستدلوا على فقر الاخر.

امام رضا علیه السلام فرمود:

مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بیچارگى آخرت را بیابند.

وسائل الشیعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرایع، ص 10

 

5-روزه زكات بدن

قال رسول الله صلى الله علیه و آله لكل شیئى زكاة و زكاة الابدان الصیام.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

براى هر چیزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است.

الكافى، ج 4، ص 62، ح 3

 

6-روزه سپر آتش

قال رسول الله صلى الله علیه و آله:

الصوم جنة من النار.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

روزه سپر آتش (جهنم) است. «یعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.»

الكافى، ج 4 ص 162

 

7-اهمیت روزه

الصوم فى الحر جهاد.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

روزه گرفتن در گرما، جهاد است.

بحار الانوار، ج 96، ص 257

 

8-روزه نفس

قال امیرالمومنین علیه السلام

صوم النفس عن لذات الدنیا انفع الصیام.

امیرالمومنان على علیه السلام فرمود:

روزه نفس از لذتهاى دنیوى سودمندترین روزه‏هاست.

غرر الحكم، ج 1 ص 416 ح 64

 

9-روزه واقعى

قال امیرالمومنین علیه السلام

الصیام اجتناب المحارم كما یمتنع الرجل من الطعام و الشراب.

امام على علیه السلام فرمود:

روزه پرهیز از حرامها است همچنانكه شخص از خوردنى و نوشیدنى پرهیز مى‏كند.

بحار ج 93 ص 249

 

10-برترین روزه

قال امیرالمومنین علیه السلام

صوم القلب خیر من صیام اللسان و صوم اللسان خیر من صیام البطن.

امام على علیه السلام فرمود:

روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.

غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80

 

11-روزه چشم و گوش

قال الصادق علیه السلام

اذا صمت فلیصم سمعك و بصرك و شعرك و جلدك.

امام صادق علیه السلام فرمود:

آنگاه كه روزه مى‏گیرى باید چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند.«یعنى از گناهان پرهیز كند.»

الكافى ج 4 ص 87، ح 1

 

12-روزه اعضا و جوارح

عن فاطمه الزهرا سلام الله علیها

ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه.

حضرت زهرا علیها السلام فرمود:

روزه‏دارى كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكرده روزه‏اش به چه كارش خواهد آمد.

بحار، ج 93 ص 295

 

13-روزه ناقص

قال الباقر علیه السلام

لا صیام لمن عصى الامام و لا صیام لعبد ابق حتى یرجع و لا صیام لامراة ناشزة حتى تتوب و لاصیام لولد عاق حتى یبر.

امام باقر علیه السلام فرمود:

روزه این افراد كامل نیست:

1 - كسى كه امام (رهبر) را نافرمانى كند.

2 - بنده فرارى تا زمانى كه برگردد.

3 - زنى كه اطاعت‏شوهر نكرده تا اینكه توبه كند.

4 - فرزندى كه نافرمان شده تا اینكه فرمانبردار شود.

بحار الانوار ج 93، ص 295.

 

14-روزه بى ارزش

قال امیرالمومنین علیه السلام

كم من صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الظما و كم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العناء.

امام على علیه السلام فرمود:

چه بسا روزه‏دارى كه از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‏اى ندارد و چه بسا شب زنده‏دارى كه از نمازش جز بیخوابى و سختى سودى نمى‏برد.

نهج البلاغه، حكمت 145

 

15-روزه و صبر

عن الصادق علیه السلام فى قول الله عزوجل

«واستعینوا بالصبر و الصلوة‏»

قال: الصبر الصوم.

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند عزو جل كه فرموده است: از صبر و نماز كمك بگیرید، صبر، روزه است.

وسائل الشیعه، ج 7 ص 298، ح 3

 

16-روزه و صدقه

قال الصادق علیه السلام

صدقه درهم افضل من صیام یوم.

امام صادق علیه السلام فرمود

یك درهم صدقه دادن از یك روز روزه مستحبى برتر و والاتر است.

وسائل الشیعه، ج 7 ص 218، ح 6

 

17-پاداش روزه

قال رسول الله صلى الله علیه و آله: قال الله تعالى

الصوم لى و انا اجزى به

رسول خدا فرمود خداى تعالى فرموده است:

روزه براى من است و من پاداش آن را مى‏دهم.

وسائل الشیعه ج 7 ص 294، ح 15 و 16 ; 27 و 30

 

18-جرعه نوشان بهشت

قال رسول الله صلى الله علیه و آله

من منعه الصوم من طعام یشتهیه كان حقا على الله ان یطعمه من طعام الجنة و یسقیه من شرابها.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

كسى كه روزه او را از غذاهاى مورد علاقه‏اش باز دارد برخداست كه به او از غذاهاى بهشتى بخورانند و از شرابهاى بهشتى به او بنوشاند.

بحار الانوار ج 93 ص 331

 

19-خوشا بحال روزه داران

قال رسول الله صلى الله علیه و آله

طوبى لمن ظما او جاع لله اولئك الذین یشبعون یوم القیامة

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شده‏اند اینان در روز قیامت‏سیر مى‏شوند.

وسائل الشیعه، ج 7 ص 299، ح‏2.

 

20-مژده به روزه‏داران

قال الصادق علیه السلام

من صام لله عزوجل یوما فى شدة الحر فاصابه ظما و كل الله به الف ملك یمسحون وجهه و یبشرونه حتى اذا افطر.

امام صادق علیه السلام فرمود:

هر كس كه در روز بسیار گرم براى خدا روزه بگیرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مى‏گمارد تا دست‏به چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامى كه افطار كند.

الكافى، ج 4 ص 64 ح 8; بحار الانوار ج 93 ص 247

 

21-شادى روزه دار

قال الصادق علیه السلام

للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه

امام صادق علیه السلام فرمود:

براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است:

1 - هنگام افطار 2 - هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قیامت)

وسائل الشیعه، ج 7 ص 290 و 294 ح‏6 و 26.

 

22-بهشت و باب روزه‏دارن

قال رسول الله صلى الله علیه و آله

ان للجنة بابا یدعى الریان لا یدخل منه الا الصائمون.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

براى بهشت درى است‏بنام (ریان) كه از آن فقط روزه داران وارد مى‏شوند.

وسائل الشیعه، ج 7 ص 295، ح‏31.

معانى الاخبار ص 116

 

23-دعاى روزه‏داران

قال الكاظم (علیه السلام)

دعوة الصائم تستجاب عند افطاره

امام كاظم (علیه السلام) فرمود:

دعاى شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب مى‏شود.

بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33.

 

24-بهار مومنان

قال رسول الله (صلى الله علیه و آله)

الشتاء ربیع المومن یطول فیه لیله فیستعین به على قیامه و یقصر فیه نهاره فیستعین به على صیامه.

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:

زمستان بهار مومن است از شبهاى طولانى‏اش براى شب زنده‏دارى واز روزهاى كوتاهش براى روزه دارى بهره مى‏گیرد.

وسائل الشیعه، ج 7 ص 302، ح 3.

 

25-روزه مستحبى

قال الصادق (علیه السلام)

من جاء بالحسنة فله عشر امثالها من ذلك صیام ثلاثة ایام من كل شهر.

امام صادق علیه السلام فرمود:

هر كس كار نیكى انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است.

نقشی از زندگی

 

گفتمـــش نقـــاش را نقشی بکــــش از زندگـــی    با قلــــم نقش حبابی بر لب دریـــا کشید

 گفتمــــش چون می کشــــی تصویر مردان خـــدا    - تک درختی در بیابان یکه و تنها کشـید 

 گفتمــــش نامردمان این زمان را نقــش کن          -عکس یک خنجـــرزپشت ِسر، پی ِمولا کشـید 

 گفتمـــش بر روی کاغـــذ عشق را تصـــویر کــن     - در بیابان بلا، تصویر یک ســـقا کشید

 گفتمـش از غربت ومظلومـــی ومحنت بکش         - فکــر کرد و چهار قبـــر خاکی از طـــه کشید 

 گفتمــش سختی ودرد وآه گشتــــه حاصلم           - گریـــه کردآهی کشید وزینـــب کبری(س) کشید

 گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق -       عکس مهدی(عج) راکشید و به که چه بس زیبا کشید 

 گفتمــش ترسیــم کن تصویری از روی حسیـــــن(ع )        گفت این یک را بباید خالق یکتا کشید 

 
  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2